تبليغاتX
شعار و شعر و شعور

عید آمد و ماه رمضان رفت

خوشحالی این اومدن، جایگزین افسوس اون رفتن شد ...

چقدر زیباست، نه؟

اما دوستان ! با تمام شدن این ماه، من هم از خدمتتون مرخص میشم و قصد دارم که با دنیای وبلاگ نویسی هم خداحافظی کنم. از محبت های شما ممنونم و شما رو به خدا می سپارم. حق یارتون 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

اما وصیت من در مورد خدا، آن که چیزی را شریک خدا قرار ندهید، و در مورد پیامبر (ص) این که سنت و شریعت او را ضایع نکنید، این دو ستون محکم را برپا دارید و این دو چراغ را فروزان نگهدارید و تا آن زمان که از حق منحرف نشدید، سرزنشی نخواهید داشت، که برای هر کس به اندازه توانایی او وظیفه ای تعیین گردیده ...

من از همسایگان شما بودم،

که چند روزی در کنار شما زیستم ...

وداع و خداحافظی من با شما چونان جدایی کسی ست که آماده ملاقات پروردگار است

فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید دید

و راز درونم را خواهید دانست

پس از آن که جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست،

مرا خواهید شناخت.

بخشهایی از خطبه ۱۴۹ نهج البلاغه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

برخیز، ای پسر ملجم، برخیز!

برخیز و بدرقه اش کن!

برخیز که می خواهد برود

برخیز که بسیار آزار دیده

پس از پیامبر،

فاطمه اش را گرفتیم

مالکش را،

برخیز!

برخیز و او را به خوبان باز رسان ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

(از نوف بکالی نقل شد که امیر مومنان علی علیه السلام در شهر کوفه بر روی تخته سنگی که جعده بن هبیره برای او نصب کرد ایستاد و این سخنرانی را ایراد کرد، در حالی که پیراهنی خشن از پشم بر تن داشت و شمشیری با بندی از لیف خرما به گردن آویخته و بر پاهای مبارکش، کفشی از لیف خرما داشت و اثر سجده در پیشانی او پیدا بود)

دریغا! از برادرانم

که قرآن را خواندند

و بر اساس آن قضاوت کردند

در واجبات الهی اندیشه نموده

و آنها را برپا داشتند

سنت های الهی را زنده

و بدعتها را نابود کردند

دعوت جهاد را پذیرفته

و به رهبر خود اطمینان داشته

و از او پیروی نمودند.

جهاد! جهاد! بندگاه خدا!

من امروز لشکر آماده می کنم،

کسی که می خواهد به سوی خدا رود، همراه ما خارج شود.

(نوف گفت: برای حسین علیه السلام ده هزار سپاه، و برای قیس بن سعد ده هزار سپاه، و برای ابوایوب ده هزار سپاه قرار داد، و برای دیگر فرماندهان نیز سپاهی معین کرد، و آماده بازگشت به صفین بود که قبل از جمعه ابن ملجم ملعون به امام ضربت زد، لشکریان به خانه ها بازگشتند، و ما چون گوسفندانی بودیم شبان خود را از دست داده که گرگها از هر سو برای آنان دهان گشوده بودند)

از خطبه ۱۸۲ نهج البلاغه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند، و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان، و تلاشگران از ادای حق او درمانده اند، خدایی که افکار ژرف اندیش، ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید. پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد، و تعریف کاملی نمی توان یافت و برای خدا وقتی معین، و سرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد. مخلوقات را با قدرت خود آفرید، و با رحمت خود بادعا را به حرکت در آورد و به وسیله کوه ها اضطراب و ارزش زمین را به آرامش تبدیل کرد ...

خلقت را آغاز کرد، و موجودات را بیافرید ...

به انسان اعضا و جوارحی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی به کار گیرد، قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیله تشخیص رنگهاَ و اجناس مختلف در اختیار او قرار داد ...

آدم را به زمین، خانه آزمایش ها و مشکلات، فرود آورد، تا ازدواج کند و فرزندانی پدید آورد، و خدای سبحان از فرزندان او پیامبرانی برگزیند.

خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت، تا امانت رسالت را به مردم برسانند ...

... برای رفای به وعده خود، و کامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد (که درود خدا بر او باد) را مبعوث کرد ...

رسول گرامی اسلام، در میان شما مردم، جانشینانی برگزید که تمام پیامبران گذشته برای امت های خود برگزیدند، زیرا آنها هرگز انسانها را سرگردان رها نکردند، و بدون معرفی راهی روشن، و نشانه های استوار، از میان مردم نرفتند ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

میلاد کریم اهل بیت، فرزند امام علی (ع)، گرامی باد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

"پس از حمد و ستایش پروردگار"

ای مردم!

من بودم که چشم فتنه را کندم،

و جز من هیچ کس جرات چنین کاری را نداشت،

آنگاه که امواج سیاهی ها بالا گرفت،

و به آخرین درجه شدت خود رسید،

پس

از من بپرسید

پیش از آن که مرا نیابید ...

بخشی از خطبه ۹۳ نهج البلاغه

 

خدا شما را بیامرزد،

اعمال نیکو بر اساس نشانه های روشن انحام دهید،

زیرا که راه، روشن است،

و شما را به خانه امن و امان دعوت می کند،

هم اکنون در دنیایی زندگی می کنید که می توانید رضایت خدا را به دست آورید،

با مهلت و آسایش خاطری که دارید،

اکنون نامه عمل سرگشاده،

و قلم فرشتگان نویسنده در حرکت است،

بدن ها سالم و زبانها گویاست،

توبه مورد قبول و اعمال نیکو را می پذیرند.

بخشی از خطبه ۹۴ نهج لابلاغه

... شامیان بر شما پیروز خواهند شد،

نه از آن رو که از شما به حق سزاوارترند،

بلکه در راه باطلی که زمامدارشان می رود شتابان فرمانبردارند،

و شما در گرفتن حق من سستی می ورزید،

و هر آینه،

ملت های جهان صبح می کنند در حالی که از ستم زمامدارانشان در ترس و وحشتند،

من صبح می کنم در حالی که از ستمگری پیروان خود وحشت دارم ...

ای اهل کوفه! گرفتار شما شده ام ...

به خدا سوگند می بینم که اگر جنگ سخت شود،

و آتش آن شعله گیرد،

و گرمی آن سوزان گردد،

پسر ابوطالب را رها می کنید ...

و من در پی آن نشانه ها روانم که پروردگارم مرا رهنمون شد، و آن راه را می روم که رسول خدا (ص) گشود، و همانا من به راه روشن حق گام به گام ره می سپارم.

بخشهایی از خطبه ۹۷ نهج البلاغه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

سالروز وفات اول بانوی مسلمان

  حضرت خدیجه طاهره،

      خدیجه کبری،

   همسر پیامبر عظیم الشان در دنیا و آخرت

       تسلیت باد ...

 

از میان بانوان، چهار کس به کمال رسیدند که از آن جمله اند:

او و دخترش (سلام بر ایشان)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

کتاب خدا قرآن در میان شما سخنگویی ست که هیچگاه زبانش از حق گویی کند و خسته نشده و همواره گویاست، خانه ای است که ستونهای آن هرگز فرو نمی ریزد، و صاحب عزتی است که یارانش هرگز شکست ندارند.

این قرآن است که با آن می توانید راه حق را بنگرید، و با آن سخن گویید، و به وسیله آن بشنوید، بعضی از قرآن از بعضی دیگر سخن می گوید، و برخی بر برخی دیگر گواهی می دهد، در شناساندن خدا اختلافی نداشته، و کسی را که همراهش شد از خدا جدا نمی سازد.

بخشهایی از خطبه ۱۳۳

... ظاهرش علم و باطنش حکمت است، نوآوریهای آن پایان نگیرد و شگفتی هایش تمام نمی شود، در قرآن برکات و خیرات چونان سرزمینهای پرگیاه در اول بهاران فراوان است، و چراغهای روشنی بخش تاریکیها فراوان دارد، که درب نیکی ها جز با کلیدهای قرآن باز نشود، و تاریکها را جز با چراغهای آن روشنایی نمی توان بخشید، مرزهایش محفوظ، و چراگاه هایش را خود نگهبان است، هر درمانخواهی را درمان، و هر "بی نیازی طلب" را کافی است.

بخشی از خطبه ۱۵۲

بر شما باد عمل کردن به قرآن، که ریسمان محکم الهی، و نور آشکار و درمانی سودمند است، که تشنگی را فرونشاند، نگهدارنده کسی است که به آن تمسک جوید و نجات دهنده آن کس است که به آن چنگ آویزد، کجی ندارد تا راست شود، و گرایش به باطل ندارد تا از آن بازگردانده شود، و تکرار و شنیدن پیاپی آیات، کهنه اش نمی سازد، و گوش از شنیدن آن خسته نمی گردد.

کسی که با قرآن سخن بگوید راست گفته و هز کس بدان عمل کند پیشتاز است.

بخشی از خطبه ۱۵۶

از قرآن بخواهید تا سخن بگوید،

که هرگز سخن نمی گوید،

اما من شما را از معارف آن خبر می دهم:

بدانید که در قرآن علم آینده،

و حدیث روزگاران گذشته است،

شفادهنده دردهای شما،

و سامان دهنده امور فردی و اجتماعی شما است.

بخشی از خطبه ۱۵۸

همانا خداوند بزرگ کتابی هدایت گر فرستاد، و نیکی و بدی، خیر و شر را آشکارا در آن بیان فرمود، پس راه نیکی در پیش گیرید که هدایت شوید، و از شر و بدی پرهیز کنید تا در راه راست قرار گیرید.

بخشی از خطبه ۱۶۷

آگاه باشید! همانا این قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد، و هدایت کننده ای است که گمراه نمی سازد، و سخنگویی ست که هرگز دروغ نمی گوید.

کسی با قرآن همنشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست، افزودن در هدایت و کاهش از کوردلی و گمراهی.

آگاه باشید کسی با داشتن قرآن، نیازی ندارد، و بدون قرآن بی نیاز نخواند بود، پس درمان خود را از قرآن بخواهید، و در سختی ها از قرآن یاری بطلبید، که در قرآن درمان بزرگ ترین بیماریها یعنی کفر و نفاق و سرکشی و گمراهی است، پس به وسیله قرآن خواسته های خود را از خدا بخواهید، و با دوستی قرآن به خدا روی آورید، و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزی نخواهید، زیرا وسیله ای برای تقرب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد.

آگاه باشید، که شفاعت قرآن پذیرفته شده و سخنش تصدیق می گردد، آن کس که در قیامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده می شود، و آن کس که قرآن از او شکایت کند محکوم است، در روز قیامت ندا دهنده ای بانگ می زند که:

"آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذری است که کاشته

و گرفتار عملی ست که انجام داده،

جز اعمال منطبق با قرآن"

پس شما در شمار عمل کنندگان به قرآن باشید، از قرآن پیروی کنید، با قرآن خدا را بشناسید، و خویشتن را با قرآن اندرز دهید، و ر‌أی و نظر خود را برابر قرآن متهم کنید، و خواسته های خود را با قرآن نادرست بشمارید.

بخشی از خطبه ۱۷۶

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

 

 

 

 

 

 

ماه خدا

ماه نزول قرآن

سلام بر تو و بر برکات تو

 

ماه   بیدارم  نمود  و  گفت  جانا    کم   بخواب         گفتمش روی  تو را  هر لحظه می بینم  به خواب

گفت   در  کوزه  بود  آب  و  تیمم  باطل  است         گفتم  آب از خاک جوشیده، شود زم زم به خواب

گفت   اگر   بیدار   باشی  گویمت   افسانه ها         گفتم   از  افسون  افسانه  روم  نم نم  به خواب

گفت خوابی، بی خبر هستی ز شبهای  زمین        گفتم  اعطا می شود بر خفته  جام جم  به خواب

گفت  می گیرند  ماموران  از این پس  خفته را         گفتمش  من می شوم خود حاکم عالم به خواب

 

این ماه شریف بر شما مومنان مبارک

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 دوستان! خدا یار و نگهدار شما  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

کربلا

در کربلا

نماند، چون ...

سلام بر بانویی که حسین (ع) را بدرقه کرد ...

ارجعی الی ربک ...

راضیة مرضیة

تسلیت

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

از پدری فانی

اقرار کننده به گذشت زمان

زندگی را پشت سر نهاده

ــ که در سپری شدن دنیا چاره ای ندارد ــ

مسکن گزیده در جایگاه گذشتگان

و کوچ کننده ی فردا

به فرزندی آزمند ِ چیزی که به دست نمی آید

رونده ی راهی که به نیستی ختم می شود

در دنیا هدف بیماریها

در گرو روزگار

و در تیررس مصائب

گرفتار دنیا

سودا کننده ی دنیای فریبکار

وام دار نابودیها

اسیر مرگ

هم سوگند رنجها

هم نشین اندوهها

آماج بلاها

به خاک در افتاده ی خواهشها

و جانشین گذشتگان است

...

و تو را دیدم که پاره ی تن من، بلکه همه ی جان منی، آنگونه که اگر آسیبی به تو رسد، به من رسیده است، و اگر مرگ به سراغ تو آید، زندگی مرا گرفته است، پس کار تو را کار خود شمردم، و نامه ای برای تو نوشتم، تا تو را در سختی های زندگی رهنمون باشد، من زنده باشم یا نباشم.

بخشی از نامه ی امام علی به امام حسن

(سلام پروردگار بر ایشان)

مبارک باد میلاد آن حضرت 

از فرمایشات ایشان: مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش ... زیرا مردم دو دسته اند:

دسته ای برادر دینی تو

و دسته ی دیگر همانند تو در آفرینش

 

این بیت تقدیم به همه ی ما، انسانها، این گروه خویشاوند، که خداوند گرامیمان داشته:

 

ای پیمبر زادگان! بابایمان آدم کجاست؟

بعد از آن تبعید او حالا خودش پیش خداست ...

 

روز پدر گرامی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

سلام بر امام نهم من  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

میان دو زندگانی را چرا

مرگ می گویند؟

 

تا فرشته آدمی را کشت، او را کاشتیم

کشت و زرعی اینچنینی تا قیامت داشتیم     

جای دیگر، چاره ای دیگر ندارد این بشر

صد هزاران مزرعه بر روی هم انباشتیم     

زندگی بر گوی خاکی یک امانت بیش نیست

ما ولی از خوش خیالی هدیه می پنداشتیم     

صحبت از طوفان دریای سفرکردن که شد

جای پرچم، لنگری بالای سر افراشتیم     

...

 

 

استاد قیصر امین پور می فرماید :

رفتن رسیدن است ...

 

 

و این جمله را هم می شناسیم :

هدف انجام وظیفه است و نتیجه فرع بر آن ...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 
 

چنین طلوعی مبارکت باد ای ماه درخشان علی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 
 

جهان مانند یک آیینه خالی ست

 

این حدیث رو شنیدین؟

" بی حوصلگی نکن تا بی حوصله نباشی "

اینو ببینین:

 

صبح تا از چهره شستم گرد و خاک خواب را

داخل آیینه دیدم چهره ای بی خواب را

شیر آب سر به زیرم رو به بالا کرد و گفت

روی را شستی ولی آلوده کردی آب را

چای را تا سر کشیدم استکان فریاد زد

باز هم که تشنه گرداندی من سیراب را

...

 

البته صفای دوستان هم باعث جلای دلهاست. اینو به تجربه می گم.

این شعر تقدیم شما که صفای خودتون رو تو آینه می بینین، اما به کس دیگه نسبت می دین:

من چه گویم، پشت پرده، پنجره، این قاب را

که به داخل راه داد از گوشه ای مهتاب را

تا نوازش های او چشمِ مرا بیدار کرد

چشم من هم از حیا بیدار کرد ارباب را

خواب ِ خوبم بین افکارم فرو رفت و گریخت

مثل اینکه گم کنی در شاخه ها سنجاب را

دستم آمد، خیر، باید بگذرم از خیر خواب

تا مگر در خواب بینم باز روی خواب را

ماه را شستم، خنک شد صورتم، حال آمدم

آرزو کردم در آن دم صحبت اصحاب را

 

و ...

وقتی به حقیقت آفرینش نزدیک می شویم، دنیا با ما هماهنگ می شود. تنها زمانی که مخلوق در برابر آفریننده کمرنگ می شود، اهمیت حضور قابل درک است

جواب یه سوال تو ادامه مطالب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

 

خداوند کائنات را

به خاطر پیامبر اکرم (ص) آفرید،

پیامبر را به خاطر علی (ع)،

و علی (ع) را به خاطر فاطمه (س).

 

این روایت منو یاد این جمله مشهور میندازه :

اگر فاطمه (س) مرد بود، به جای رسول الله بود.

 

چگونه بیاندیشیم؟

چنین چینشی، یا چنین آفرینشی، ما رو راهنمایی می کنه که چطور فکر کنیم :

روح انسانی چیست؟

چگونه یک روح از روح دیگر ارزشمندتر می شود، بدون در نظر گرفتن جسم و قالبی که درآن قرار می گیرد؟

چگونه تفاوتهای فردی، و حتی زن و مرد بودن، و مسئولیت هایی که فرد به تبع آنها می پذیرد، تاثیری بر ارزشمندی فرد ندارد؟

چگونه ملاکی ست تقوا؟

 

البته فاطمه (س) به عنوان یکی از ۱۴ معصوم، به خاطر داشتن عناوین " دختر(و ام ابیها)، همسر، و مادر"، برای ۱۳ فرد دیگر، جایگاهی یگانه دارد.

میلاد ایشان بر هستی مبارک          

 

من فقط تونستم اینو بگم:

سالها پرسش من اینکه چرا

آسمانها و زمین گم شده اند؟

و چرا

من نمی دانستم

آنکه دارای نشانی ست کجاست؟

 

 

این شعر رو تقدیم می کنم به آموزگار مهربانی، مادر عزیزم

 

شعله ای بودم و نمی دانستم

شعله جان شمع را می سوزد

اکنون نمی فهمم مادر

پروانه ای چرا؟

 

ایام بانوان گرامی      

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

ابرها تپه شده، کوه شدند

آسمان سایه که شد

چشمه می ریخت زمین

 


قاصدک تر نشوی!

عرصه پر باران است

زیر برگی، چتری، سقفی

اندکی حوصله کن!

 

آسمان با زمین صحبتی دارد

و دریایی ریزان را پیش کش می کند

آنگاه که گره گره محبتش گشوده می شود

زمین هدیه اش را می پذیرد

آنرا گرامی می دارد

در شریانهایش جاری می سازد

با آن حیات می یابد

و همین است که سخن چشمه ها عشق است.

 

دلتان چشمه، نگاهتان آسمانی

یا حق

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع | 

 

جا داره که تو تابستون از خنکی ها بیشتر صحبت بشه!

 

این سرزمین زیبا نیست؟ اگه گفتین کجاست؟

 

 خوش به حال قطبی ها ...

   

یه شعر پنگوئنی:

"سیاه و سفید"

برایش فرقی نمی کند

که در نقشه ها بالا کجاست.

البته فکر می کنم این شعر یه کم گنگه و باید با این توضیح همراه باشه که منظور از "سیاه و سفید" پنگوئن هم هست  


و ...

زندگی جاریست

باور نداریمش ...

مهربانی کی سر آمد؟ مهربانان در رهند ...

 

و به قول حافظ : " کیمیای سعادت رفیق است "

 شاد و پیروز باشید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شعله شمع |