![]() |
![]() |
|
|
عید آمد و ماه رمضان رفت خوشحالی این اومدن، جایگزین افسوس اون رفتن شد ... چقدر زیباست، نه؟ اما دوستان ! با تمام شدن این ماه، من هم از خدمتتون مرخص میشم و قصد دارم که با دنیای وبلاگ نویسی هم خداحافظی کنم. از محبت های شما ممنونم و شما رو به خدا می سپارم. حق یارتون |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
اما وصیت من در مورد خدا، آن که چیزی را شریک خدا قرار ندهید، و در مورد پیامبر (ص) این که سنت و شریعت او را ضایع نکنید، این دو ستون محکم را برپا دارید و این دو چراغ را فروزان نگهدارید و تا آن زمان که از حق منحرف نشدید، سرزنشی نخواهید داشت، که برای هر کس به اندازه توانایی او وظیفه ای تعیین گردیده ... من از همسایگان شما بودم، که چند روزی در کنار شما زیستم ... وداع و خداحافظی من با شما چونان جدایی کسی ست که آماده ملاقات پروردگار است فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید دید و راز درونم را خواهید دانست پس از آن که جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
برخیز، ای پسر ملجم، برخیز! برخیز و بدرقه اش کن! برخیز که می خواهد برود برخیز که بسیار آزار دیده پس از پیامبر، فاطمه اش را گرفتیم مالکش را، برخیز! برخیز و او را به خوبان باز رسان ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
(از نوف بکالی نقل شد که امیر مومنان علی علیه السلام در شهر کوفه بر روی تخته سنگی که جعده بن هبیره برای او نصب کرد ایستاد و این سخنرانی را ایراد کرد، در حالی که پیراهنی خشن از پشم بر تن داشت و شمشیری با بندی از لیف خرما به گردن آویخته و بر پاهای مبارکش، کفشی از لیف خرما داشت و اثر سجده در پیشانی او پیدا بود) دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند در واجبات الهی اندیشه نموده و آنها را برپا داشتند سنت های الهی را زنده و بدعتها را نابود کردند دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی نمودند. جهاد! جهاد! بندگاه خدا! من امروز لشکر آماده می کنم، کسی که می خواهد به سوی خدا رود، همراه ما خارج شود. (نوف گفت: برای حسین علیه السلام ده هزار سپاه، و برای قیس بن سعد ده هزار سپاه، و برای ابوایوب ده هزار سپاه قرار داد، و برای دیگر فرماندهان نیز سپاهی معین کرد، و آماده بازگشت به صفین بود که قبل از جمعه ابن ملجم ملعون به امام ضربت زد، لشکریان به خانه ها بازگشتند، و ما چون گوسفندانی بودیم شبان خود را از دست داده که گرگها از هر سو برای آنان دهان گشوده بودند) از خطبه ۱۸۲ نهج البلاغه |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند، و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان، و تلاشگران از ادای حق او درمانده اند، خدایی که افکار ژرف اندیش، ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید. پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد، و تعریف کاملی نمی توان یافت و برای خدا وقتی معین، و سرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد. مخلوقات را با قدرت خود آفرید، و با رحمت خود بادعا را به حرکت در آورد و به وسیله کوه ها اضطراب و ارزش زمین را به آرامش تبدیل کرد ... خلقت را آغاز کرد، و موجودات را بیافرید ... به انسان اعضا و جوارحی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی به کار گیرد، قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایی، و بویایی، و وسیله تشخیص رنگهاَ و اجناس مختلف در اختیار او قرار داد ... آدم را به زمین، خانه آزمایش ها و مشکلات، فرود آورد، تا ازدواج کند و فرزندانی پدید آورد، و خدای سبحان از فرزندان او پیامبرانی برگزیند. خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت، تا امانت رسالت را به مردم برسانند ... ... برای رفای به وعده خود، و کامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد (که درود خدا بر او باد) را مبعوث کرد ... رسول گرامی اسلام، در میان شما مردم، جانشینانی برگزید که تمام پیامبران گذشته برای امت های خود برگزیدند، زیرا آنها هرگز انسانها را سرگردان رها نکردند، و بدون معرفی راهی روشن، و نشانه های استوار، از میان مردم نرفتند ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
میلاد کریم اهل بیت، فرزند امام علی (ع)، گرامی باد |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
"پس از حمد و ستایش پروردگار" ای مردم! من بودم که چشم فتنه را کندم، و جز من هیچ کس جرات چنین کاری را نداشت، آنگاه که امواج سیاهی ها بالا گرفت، و به آخرین درجه شدت خود رسید، پس
بخشی از خطبه ۹۳ نهج البلاغه
خدا شما را بیامرزد، اعمال نیکو بر اساس نشانه های روشن انحام دهید، زیرا که راه، روشن است، و شما را به خانه امن و امان دعوت می کند، هم اکنون در دنیایی زندگی می کنید که می توانید رضایت خدا را به دست آورید، با مهلت و آسایش خاطری که دارید، اکنون نامه عمل سرگشاده، و قلم فرشتگان نویسنده در حرکت است، بدن ها سالم و زبانها گویاست، توبه مورد قبول و اعمال نیکو را می پذیرند.
... شامیان بر شما پیروز خواهند شد، نه از آن رو که از شما به حق سزاوارترند، بلکه در راه باطلی که زمامدارشان می رود شتابان فرمانبردارند، و شما در گرفتن حق من سستی می ورزید، و هر آینه، ملت های جهان صبح می کنند در حالی که از ستم زمامدارانشان در ترس و وحشتند، من صبح می کنم در حالی که از ستمگری پیروان خود وحشت دارم ... ای اهل کوفه! گرفتار شما شده ام ... به خدا سوگند می بینم که اگر جنگ سخت شود، و آتش آن شعله گیرد، و گرمی آن سوزان گردد، پسر ابوطالب را رها می کنید ... و من در پی آن نشانه ها روانم که پروردگارم مرا رهنمون شد، و آن راه را می روم که رسول خدا (ص) گشود، و همانا من به راه روشن حق گام به گام ره می سپارم.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
سالروز وفات اول بانوی مسلمان
از میان بانوان، چهار کس به کمال رسیدند که از آن جمله اند:
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
کتاب خدا قرآن در میان شما سخنگویی ست که هیچگاه زبانش از حق گویی کند و خسته نشده و همواره گویاست، خانه ای است که ستونهای آن هرگز فرو نمی ریزد، و صاحب عزتی است که یارانش هرگز شکست ندارند. این قرآن است که با آن می توانید راه حق را بنگرید، و با آن سخن گویید، و به وسیله آن بشنوید، بعضی از قرآن از بعضی دیگر سخن می گوید، و برخی بر برخی دیگر گواهی می دهد، در شناساندن خدا اختلافی نداشته، و کسی را که همراهش شد از خدا جدا نمی سازد. بخشهایی از خطبه ۱۳۳ ... ظاهرش علم و باطنش حکمت است، نوآوریهای آن پایان نگیرد و شگفتی هایش تمام نمی شود، در قرآن برکات و خیرات چونان سرزمینهای پرگیاه در اول بهاران فراوان است، و چراغهای روشنی بخش تاریکیها فراوان دارد، که درب نیکی ها جز با کلیدهای قرآن باز نشود، و تاریکها را جز با چراغهای آن روشنایی نمی توان بخشید، مرزهایش محفوظ، و چراگاه هایش را خود نگهبان است، هر درمانخواهی را درمان، و هر "بی نیازی طلب" را کافی است. بخشی از خطبه ۱۵۲ بر شما باد عمل کردن به قرآن، که ریسمان محکم الهی، و نور آشکار و درمانی سودمند است، که تشنگی را فرونشاند، نگهدارنده کسی است که به آن تمسک جوید و نجات دهنده آن کس است که به آن چنگ آویزد، کجی ندارد تا راست شود، و گرایش به باطل ندارد تا از آن بازگردانده شود، و تکرار و شنیدن پیاپی آیات، کهنه اش نمی سازد، و گوش از شنیدن آن خسته نمی گردد. کسی که با قرآن سخن بگوید راست گفته و هز کس بدان عمل کند پیشتاز است. بخشی از خطبه ۱۵۶ از قرآن بخواهید تا سخن بگوید، که هرگز سخن نمی گوید، اما من شما را از معارف آن خبر می دهم: بدانید که در قرآن علم آینده، و حدیث روزگاران گذشته است، شفادهنده دردهای شما، و سامان دهنده امور فردی و اجتماعی شما است. بخشی از خطبه ۱۵۸ همانا خداوند بزرگ کتابی هدایت گر فرستاد، و نیکی و بدی، خیر و شر را آشکارا در آن بیان فرمود، پس راه نیکی در پیش گیرید که هدایت شوید، و از شر و بدی پرهیز کنید تا در راه راست قرار گیرید. بخشی از خطبه ۱۶۷ آگاه باشید! همانا این قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد، و هدایت کننده ای است که گمراه نمی سازد، و سخنگویی ست که هرگز دروغ نمی گوید. کسی با قرآن همنشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست، افزودن در هدایت و کاهش از کوردلی و گمراهی. آگاه باشید کسی با داشتن قرآن، نیازی ندارد، و بدون قرآن بی نیاز نخواند بود، پس درمان خود را از قرآن بخواهید، و در سختی ها از قرآن یاری بطلبید، که در قرآن درمان بزرگ ترین بیماریها یعنی کفر و نفاق و سرکشی و گمراهی است، پس به وسیله قرآن خواسته های خود را از خدا بخواهید، و با دوستی قرآن به خدا روی آورید، و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزی نخواهید، زیرا وسیله ای برای تقرب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد. آگاه باشید، که شفاعت قرآن پذیرفته شده و سخنش تصدیق می گردد، آن کس که در قیامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده می شود، و آن کس که قرآن از او شکایت کند محکوم است، در روز قیامت ندا دهنده ای بانگ می زند که: "آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذری است که کاشته و گرفتار عملی ست که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن" پس شما در شمار عمل کنندگان به قرآن باشید، از قرآن پیروی کنید، با قرآن خدا را بشناسید، و خویشتن را با قرآن اندرز دهید، و رأی و نظر خود را برابر قرآن متهم کنید، و خواسته های خود را با قرآن نادرست بشمارید. بخشی از خطبه ۱۷۶ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
ماه خدا ماه نزول قرآن سلام بر تو و بر برکات تو
ماه بیدارم نمود و گفت جانا کم بخواب گفتمش روی تو را هر لحظه می بینم به خواب گفت در کوزه بود آب و تیمم باطل است گفتم آب از خاک جوشیده، شود زم زم به خواب گفت اگر بیدار باشی گویمت افسانه ها گفتم از افسون افسانه روم نم نم به خواب گفت خوابی، بی خبر هستی ز شبهای زمین گفتم اعطا می شود بر خفته جام جم به خواب گفت می گیرند ماموران از این پس خفته را گفتمش من می شوم خود حاکم عالم به خواب
این ماه شریف بر شما مومنان مبارک |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
دوستان! خدا یار و نگهدار شما |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
سلام بر امام نهم من |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
این سرزمین زیبا نیست؟ اگه گفتین کجاست؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط شعله شمع |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| پیوندها |
|
قلبهای عاشق دختر مرداد..پسر تیر نیمرخ حافظ پرواز در قفس شب پره نگاهی نو آیات بینات کیمیای ناب محرم دلم غرق خون کنش های فرهنگی هنری طلب عشق شعر - ققنوس دوستدار |
|
RSS
|